مجهول
46
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
مطلوب ايشان خداوند ايشان است و سيد ايشان . يا نيكومطلبى مر يك خداوند صمد را . ما ان تنازعهم دنيا و لا شرف * من المطاعم و اللذات و الولد با ايشان منازعت نكند دنيا و نه شرف و نه خوردن و نه لذت و نه فرزند . و لا للبس ثياب فائق انق * و لا لروح سرور حل فى بلد نه از بهر جامههاى فاخر و نرم و نه نيز از بهر راحت و شادى كه به شهرى فرود آيد . الا مسارعة فى اثر منزلة * قد قارب الخطو فيها باعد الامد « 1 » از بهر شتافتن است بر اثر منزلتى كه گام آنجا نزديك است و راه دور . فهم رهائن غيران « 2 » و اودية * و فى الشوامخ تلقاهم مع العدد ايشان گروگان غارهايند و آن وادىها و چون به ميان خلق افتند يكى از ايشان باشند .
--> تعجب آشكار است و در متن و شرح نيز همه جا يا آمده است . ( 1 ) - تنها در متن التعرف كلمهء آخر بيت : الابد است ص 26 . ( 2 ) - فقط در متن التعرف به جاى غيران كلمهء : غدران آمده است .